دلايل مقاوم سازی سازه های بتني که با ارزيابي شرايط ساختمانهاي موجود، دلايل ضعف سازه ها را مي توان به شرح زير دسته بندي نمود.

الف – خطاهاي طراحي برای دلايل مقاوم سازی سازه های بتني :

شامل اشکالات در شناخت خاک و پي، عدم توجه به اصول و مباني طراحي ساختمانهاي مقاوم در برابر زلزله، اشتباه در تحليل و طراحي، تهيه نقشه ها، مدارک و جزئيات اجرايي.

ب خطاهاي اجرايي برای دلايل مقاوم سازی سازه های بتنی :

دلايل مقاوم سازی سازه های بتني از قبيل اشکال در قالب بندي، آرماتوربندي، توليد واجراي بتن ، قالب برداري و عمل آوري بتن که اغلب به دليل کاهش مقاومت فولاد و بتن بر اساس شرايط محيطي و عدم وجود سيستم هاي کنترل کيفي، نظارت و يا وجدان کاري در کارگاه ناشي مي گردد.

ج – افزايش بار سازه :

بار سازه‏ هاي موجود نيز ممكن است با توجه به گذشت زمان افزايش يابد، كه اين افزايش در ساختمانهاي مسكوني به دليل تغيير كاربري و در مورد پلها به دليل افزايش بار ترافيكي رخ مي‏دهد. اعمال بارهايي بيش از بارهاي پيش بيني شده در هنگام طراحي نيز از دلايل تقويت مي باشد.

د – تغييرات آئين نامه ای :

رفتار سازه‏ هاي بتن آرمه در زلزله‏ های اخير نشان داده است كه آيين‏ نامه های طراحي سازه‏هاي بتن آرمه كه در سالهاي قبل از 1970 تدوين يافته اند داراي نقايص و كمبودهايي مي‏باشند.

نواقص عمده آيین‏ نامه دلايل مقاوم سازی سازه های بتني عبارتند از :

ر- قلاب مهار انتهایی آرماتورهای عرضی : 

قلاب مهاری انتهاي تنگها به صورت 90 درجه در منطقه پوشش بتن مهار شده و در هنگام شكست بتن، مهاری از بين مي‏رود.

 

دلايل مقاوم سازی سازه های بتني

دلايل مقاوم سازی سازه های بتني

ز- جزييات وصله آرماتورهای طولي :

طول وصله آرماتورهای انتظار از روی فوندانسيون برای رسيدن ميلگرد به حالت تسليم كافی نيست و منجر به شكست ترد ناشی از زوال پيوستگی بتن و آرماتور مي‏شود.

ژ- كمبود فولاد محصور كننده :

كمبود فولادهای محصوركننده باعث مي‏شود بتن پوششي بلافاصله پوسته شده و بتن هسته نيز مقاومت و شكل‏ پذيری لازم را نداشته باشد و آرماتورهای طولی به سرعت كمانش كرده و ستون تخريب ‏شود.

ه- دلايل مقاوم سازی سازه های بتنی جهت شناخت بهتر نيروهای زلزله نسبت به گذشته :

بر اثر نيروهاي اينرسي ناشي از زلزله، در اعضاي قاب، نيروهاي برشي و خمشي به وجود مي‏آيند. در طراحي مناسب براي زلزله، اطمينان از شكل پذيري سازه امري اجتناب ناپذير مي‏باشد. به اين معني كه سازه بايد قادر به تحمل تغيير شكلها بدون شكست اعضا باشد. لنگرهاي خمشي زياد باعث تسليم آرماتورها يا كمانش آنها مي‏شود. همچنين تنشهاي
فشاري زياد باعث خرد شدن بتن مي‏گردد و اگر محصور شدگي بتن كافي نباشد بتن خرد شده و خراب مي‏شود. همه اين موارد باعث تشكيل مفصل پلاستيك شده و اگر تعداد آنها از حد معيني فراتر رود باعث ناپايداري سازه و فرو ريختن آن مي‏شود
.

و- تأثير شرايط محيطي مخرب :

براي سالهاي متمادي فولاد به عنوان مسلح كننده بتن مورد استفاده قرار گرفته است. اما طراحان هميشه با مسأله خوردگي آن روبرو بوده اند. اين مسأله مخصوصاً در مورد سازه هاي دريايي، ساحلي، پايه پلها كه شرايط محيط خوردگي را دارد بيشتر مورد توجه است.

ن- آسيب ديدگي سازه ها ناشي از حوادث ضربه، آتش سوزي، باد و زلزله ..

در اين شرايط سازه نيازمند به بررسي مجدد ميباشد و در صورت نياز احتياج به تعمير و ترميم برای رسيدن به حالت اوليه خواهد داشت.

دلايل مقاوم سازی سازه های بتني

دلايل مقاوم سازی سازه های بتني